سرازیرشناسی تطبیقی شاخهای از روانشناسی میباشد که به تفحص خوی حیوان ها میپردازد. بهترین روانشناس مشهد پژوهشهای نو بر روی رفتار حیوانها با شغل های چارلز داروین و جورج رومانس آغاز شد و به طور موضوعی چندین حرفه ای پیشرفت یافت. امروز، زیستشناسان، روانشناسان، آدمشناسان، بومشناسان (طرف داران گوشه و کنار زیست)، متخصصان دانش ژنتیک و اکثری دیگر، در مطالعه کردار حیوان ها شرکت کردن داراهستند.
موضوعات اصلی در سرازیرشناسی تطبیقی
تکامل
وراثت
تطابق و یادگیری
جفتگیری و رفتارهای تربیتی
نخستیها (primates)
چه کسی بایستی به بازرسی جاریشناسی تطبیقی بپردازد؟
بازرسی اخلاق و رفتار حیوانات میتواند به ادراک عمیقخیس و بلندمرتبهخیس سرازیرشناسی بشر بیانجامد. مطالعات بر روی اخلاق و رفتار حیوانات به کشفیات زیادی درباره اخلاق و رفتار آدم سبب گردیدهاست که از آن پاراگراف میاقتدار به تحقیقهای ایوان پاولوف در مورد شرطی شدن کلاسیک یا این که شغل های هَری هارلو با خوش یمنهای رزوس اشاره نمود. دانشجو ها علم ها زیستشناسی و علم ها اجتماعی نیز از پژوهش روانشناسی تطبیقی فایده خواهند موفقیت.
روانشناسی تطبیقی یا این که به عبارتی “روانشناسی مقایسهای“، بازرسی مشابهتها و تفاوتها در سازمان رفتاری جانداران، از باکتریها تا گیاهان تا آدمها میباشد. این رشته دقت ویژهای به ماهیت کم عقل بشرها در مقایسه با بقیه حیوانات دارااست.
در استیناف حیوانها، روانشناسی مقایسهای بر تشخیص تشابهها و تفاوتهای کیفی و کمی در خوی حیوان (به عنوان مثال بشر) تمرکز دارااست. این رشته کاربردهای مهمی درخصوصهایی مانند پزشکی، اکولوژی و فراگیری حیوانها دارااست.
با ظهور روانشناسی مقایسهای تجربی در اواخر قرن نوزدهم و رویش سریع آن در قرن بیستم، تحقیق حیوان ها ذیلخیس نوروروشنایی بیشتری بر روانشناسی انسان دربارهیهایی مانند پرورش خوی شخصی، انگیزش، ماهیت و نحوههای یادگیری، اثرات داروها و محلیابی سعی مغز افکنده است.
بقیه حیوانات را میقدرت به تعداد بیشتری یافت و در حالت آزمایشگاهی بهتر از مبحثهای انسانی در دست گرفتن کرد، و میقدرت از موجودات ابتدایی مانند بی مهرگان در باب انسان چیزهای متعددی یادگرفت. با این حال، روانشناسان مقایسهای باید مراقب باشند که از آدمانگاری خوی حیوانها اجتناب نمایند؛ یعنی از نسبت دادن صفات و علتهای انسانی به حیوانها هجران نمایند. بخصوص هنگامی رفتار آنهارا میقدرت با عقیدههای بی آلایشخیس توضیح داد. این اصل تحت عنوان ضابطه لوید مورگان، تحت عنوان پیشگام بریتانیایی در روانشناسی مقایسهای، شناخته می گردد.
دیدگاه گوناگون روانشناسی تطبیقی
قصد به اعطای قدرتهای انسانی به موجودات نخستین مدام قادر بوده می باشد. دو نگرش متعدد در باب ارتباط آدمها با حیوانها پیشرفته در تاریخ تصویب گردیدهاست.
دیدگاه اولیه، بهراحتی به عنوان عقیده انسان-حیوان، تفاوتها را برجسته مینماید، اکثر زمان ها تا حد انکار کامل تشابهها پیش میرود. این دیدگاه ریشه در سنتهای مذهبی دارد که آدم را موجودی متمایز از حیوانها میداند که به وسیله خداوند به طور غیروابسته کردار شده است. طریقه دوم، عقیده تکاملی، که هم شباهتها و هم تفاوتها را برجسته مینماید.
ارسطو عقیده اول، یعنی “بشر-حیوان” را قانونی کرد، وی معتقد بود که بشرها صرفا موجوداتی هستند که دارنده عقل میباشند، در حالی که حیوان ها دارنده عقل محصور یا این که حتی فاقد عقل هستند.
در عقیده دوم، در زمانه امروزی، این دیدگاه بهطور تبارکای بوسیله محققان رد گردیدهاست. شواهد علامت میدهد که آدمها و حیوان ها از نگاه رفتاری شباهتهای متعددی دارند. این تشابهها آرم میدهد که بشرها و حیوان ها از یک جد مشترک تکامل یافتهاند.
سرازیرشناسی تطبیقی شاخهای از روانشناسی میباشد که به تفحص خوی حیوان ها میپردازد. بهترین روانشناس مشهد پژوهشهای نو بر روی رفتار حیوانها با شغل های چارلز داروین و جورج رومانس آغاز شد و به طور موضوعی چندین حرفه ای پیشرفت یافت. امروز، زیستشناسان، روانشناسان، آدمشناسان، بومشناسان (طرف داران گوشه و کنار زیست)، متخصصان دانش ژنتیک و اکثری دیگر، در مطالعه کردار حیوان ها شرکت کردن داراهستند.
موضوعات اصلی در سرازیرشناسی تطبیقی
تکامل
وراثت
تطابق و یادگیری
جفتگیری و رفتارهای تربیتی
نخستیها (primates)
چه کسی بایستی به بازرسی جاریشناسی تطبیقی بپردازد؟
بازرسی اخلاق و رفتار حیوانات میتواند به ادراک عمیقخیس و بلندمرتبهخیس سرازیرشناسی بشر بیانجامد. مطالعات بر روی اخلاق و رفتار حیوانات به کشفیات زیادی درباره اخلاق و رفتار آدم سبب گردیدهاست که از آن پاراگراف میاقتدار به تحقیقهای ایوان پاولوف در مورد شرطی شدن کلاسیک یا این که شغل های هَری هارلو با خوش یمنهای رزوس اشاره نمود. دانشجو ها علم ها زیستشناسی و علم ها اجتماعی نیز از پژوهش روانشناسی تطبیقی فایده خواهند موفقیت.
روانشناسی تطبیقی یا این که به عبارتی “روانشناسی مقایسهای“، بازرسی مشابهتها و تفاوتها در سازمان رفتاری جانداران، از باکتریها تا گیاهان تا آدمها میباشد. این رشته دقت ویژهای به ماهیت کم عقل بشرها در مقایسه با بقیه حیوانات دارااست.
در استیناف حیوانها، روانشناسی مقایسهای بر تشخیص تشابهها و تفاوتهای کیفی و کمی در خوی حیوان (به عنوان مثال بشر) تمرکز دارااست. این رشته کاربردهای مهمی درخصوصهایی مانند پزشکی، اکولوژی و فراگیری حیوانها دارااست.
با ظهور روانشناسی مقایسهای تجربی در اواخر قرن نوزدهم و رویش سریع آن در قرن بیستم، تحقیق حیوان ها ذیلخیس نوروروشنایی بیشتری بر روانشناسی انسان دربارهیهایی مانند پرورش خوی شخصی، انگیزش، ماهیت و نحوههای یادگیری، اثرات داروها و محلیابی سعی مغز افکنده است.
بقیه حیوانات را میقدرت به تعداد بیشتری یافت و در حالت آزمایشگاهی بهتر از مبحثهای انسانی در دست گرفتن کرد، و میقدرت از موجودات ابتدایی مانند بی مهرگان در باب انسان چیزهای متعددی یادگرفت. با این حال، روانشناسان مقایسهای باید مراقب باشند که از آدمانگاری خوی حیوانها اجتناب نمایند؛ یعنی از نسبت دادن صفات و علتهای انسانی به حیوانها هجران نمایند. بخصوص هنگامی رفتار آنهارا میقدرت با عقیدههای بی آلایشخیس توضیح داد. این اصل تحت عنوان ضابطه لوید مورگان، تحت عنوان پیشگام بریتانیایی در روانشناسی مقایسهای، شناخته می گردد.
دیدگاه گوناگون روانشناسی تطبیقی
قصد به اعطای قدرتهای انسانی به موجودات نخستین مدام قادر بوده می باشد. دو نگرش متعدد در باب ارتباط آدمها با حیوانها پیشرفته در تاریخ تصویب گردیدهاست.
دیدگاه اولیه، بهراحتی به عنوان عقیده انسان-حیوان، تفاوتها را برجسته مینماید، اکثر زمان ها تا حد انکار کامل تشابهها پیش میرود. این دیدگاه ریشه در سنتهای مذهبی دارد که آدم را موجودی متمایز از حیوانها میداند که به وسیله خداوند به طور غیروابسته کردار شده است. طریقه دوم، عقیده تکاملی، که هم شباهتها و هم تفاوتها را برجسته مینماید.
ارسطو عقیده اول، یعنی “بشر-حیوان” را قانونی کرد، وی معتقد بود که بشرها صرفا موجوداتی هستند که دارنده عقل میباشند، در حالی که حیوان ها دارنده عقل محصور یا این که حتی فاقد عقل هستند.
در عقیده دوم، در زمانه امروزی، این دیدگاه بهطور تبارکای بوسیله محققان رد گردیدهاست. شواهد علامت میدهد که آدمها و حیوان ها از نگاه رفتاری شباهتهای متعددی دارند. این تشابهها آرم میدهد که بشرها و حیوان ها از یک جد مشترک تکامل یافتهاند.

پذیرش تغییر برای رسیدن به آرامش در مشاوره روانشناسی